تبليغاتX
درسوگ خورشید
 

«... مرا ديگر مادر پسران مخوان كه مرا به ياد شيران بيشه مي اندازي. من پسراني داشتم و به نام آنها مرا «ام البنين» مي خواندند، و امروز صبح كردم، در حالي كه ديگر پسري ندارم... آيا ديدي عباس مرا كه چون شير ژيان حمله مي كرد بر گله هاي گوسفندان و فرزندان حيدر كرار همچون شيران دنبال او بودند؟ ...به من خبر رسيد كه ضربت عمود آهنين بر سر فرزندم فرود آمد. در حالي كه دست نداشت. واي بر من كه سر پسرم از ضربت عمود پيچيده شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 7:44 توسط سیدحسینی |